المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

298

مروج الذهب ( فارسى )

شصت و هشت سال پادشاهى كرد و جنگهاى بسيار داشت آنگاه پس از او بطليموس نو سى سال پادشاهى كرد . آنگاه پس از وى دخترش كلپتره پادشاهى يافت و پادشاهى او بيست و دو سال بود وى زنى حكمت پيشه و فيلسوف منش بود و علما را تقرب ميداد و حكما را احترام ميكرد و كتابى در طب و افسون و ديگر اقسام حكمت تاليف كرده كه بنام او و منسوب بدوست و بنزد اهل صنعت طب معروفست . اين ملكه آخرين پادشاهان يونان بود كه ملكشان انقراض يافت و دورانشان بسر رسيد و آثارشان محو شد و علومشان از ميان رفت مگر آنچه بدست حكيمانشان باقى مانده بود . مرگ اين ملكه و خودكشى او حكايتى جالب دارد وى شوهرى داشت بنام انتونيوس كه در ملك مقدونيه يعنى اسكندريه و ديگر شهرهاى مزبور با او شريك بود و دومين پادشاه روم اغسطس از روميه سوى آنها حمله برد اغسطس اول كس بود كه قيصر ناميده شد و قيصران بعد را به دو منسوب دارند كه بعداً در ضمن سخن از ملوك روم سرگذشت او را ياد خواهيم كرد وى در شام و مصر با ملكه كلپتره و شوهرش انتونيوس جنگها داشت تا آنتونيوس را بكشت و كلپتره براى دفع اغسطس پادشاه روم از مصر چاره‌اى نداشت اغسطس ميخواست با او حيله كند كه از مقام حكمت وى خبر داشت و ميخواست از او كه باقيمانده حكيمان يونان بود علم آموزد ، سپس او را شكنجه دهد و بكشد بنابر اين نامه به دو نوشت و كلپتره منظور وى بدانست كه قبلا شوهر و بسيارى مردان او را كشته بود و مارى از آن مارها كه ما بين حجاز و مصر و شام يافت شود بخواست . اين يك قسم مار است كه انسان را بنگرد و يكى از اعضاى او را بدقت نشانه كند و بسرعت باد چندين ذراع بپرد و همان عضو را نيش زند و سم بدان راند و انسان را بكشد و كس از كار آن آگاه نشود كه مار گزيده فورى بىحركت شود و مردم پندارند كه ناگهانى و بمرگ طبيعى مرده است . من يك قسم از اين مار را در ولايت خوزستان كه تابع اهواز است در راه بصره